زين العابدين شيروانى
مقدمه و پيشگفتار 68
رياض السياحة ( فارسى )
جميل از مقام جاه و جلال تنزل نموده در كمال حسن خلق و تواضع با گوشهنشينان معاشرت و مصاحبت مىكنند و به جهت بقاى ذكر خير و نام نيكو خزانههاى پرزر صرف مىنمايند . نام نيكو گر بماند ز آدمى * به كزو ماند سراى زرنگار انتهى كلامه الشريف حكايت سوم در بعض بلاد بنگاله يكى از امراى بزرگ بنام ناصر الدوله لوازم اكرام ايشان تمام داشته است در بستان السياحة ص 306 مىفرمايد : نواب مستطاب ناصر الدوله نصرت جنگ اميرى ذى شأن بود و در فضائل انسانى و كمالات نفسانى بر امراى زمان تفوق مىنمود . . . و از لوازم ملك دارى و حكومتگزارى و رعيتپرورى و نصفتگسترى دقيقهئى فرونمىگذاشت . . . قريب دوازده هزار جلد كتاب در هر فصل و باب مخزون داشت و همگى را به نظر دقت مطالعه نموده و بر مطالب آن رسيده بود ، شصت نفر نديم لبيب و مصاحب اديب داشت هر روز پنج كس از ايشان در مجلس آن امير حاضر مىشد . هر روز زياده از چهار ساعت بامور ملكى و مالى نپرداختى و در آن زمان قليل مهام كثير را بر وفق دلخواه ساختى ارباب حوايج و اصحاب مطالب و اهل مقاصد را راضى و شاكر و خوشدل باز گردانيدى و هر وضيع و شريف و قوى و ضعيف از خدمتش حاجت خواستى وى را به حاجت خويش رسانيدى . . . وقتى از اوقات فرمانفرماى بنگاله نزد آن شهريار موعود بود فقير نيز در آن مجلس حاضر و در قرب نواب نشسته بود فرمانفرماى به نظر تعجب مشاهده نمود نواب مالك رقاب در عالم فراست دريافت فرمود كه نظر كردن وى را سبب چيست و خواست فقير را بطريق صحبت معرفى نموده باشد لاجرم راقم را مخاطب ساخته پرسيد كه جوين از كدام ولايت و از توابع كدام مملكت است و چند قريه در اوست و از ميوههايش چه نيكوست و مردمش چه مذهب دارند ؟ فقير همه را جواب با صواب داد تقرير فقير فرمانفرما را پسند افتاد